سفارش تبلیغ
صبا
سوختند در فراف یار چو شمع - لا لقاء بلا فراق

هر که را نهال خوى و خلق به بار بود ، شاخ و بر او بسیار بود . [نهج البلاغه]
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران .....
                               بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران 
                                                                کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
روحش غریق رحمت الهی باد

با تشکر از  سرزمین نور  و مختش
اجرتان با حضرت حق

» در فراق تو بنوشتم گل نرگس:منتظر المنتظر
(یکشنبه 86 خرداد 27 ساعت 8:8 عصر )
»» دل دل نکن بنویس: (دل نوشته)

هر که را نهال خوى و خلق به بار بود ، شاخ و بر او بسیار بود . [نهج البلاغه]
قلم در دست من می لرزد ای دوست...
چه بنویسم ز درد و داغ هجران    قلم در دست من می لرزد ای دوست
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
نمی دانم آن روز که همام مصرانه صفات متقین را از مولا (ع) جویا شد می دانست قرن ها بعد مردی از جنس آفتاب نمونه عملی آن خواهد بود؟ سیدی که جهانی را زیر و رو کرد :
روح الله (ره)
.......مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ، وَمَلْبَسُهُمُ الاْقْتِصَادُ، وَمَشْیُهُمُ التَّوَاضُعُ. غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اللهُ عَلَیْهِمْ، وَوَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ. نَزَلَتْ أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِی الْبَلاَءِ کَالَّتِی نَزَلَتْ فِی الرَّخَاءِ.لَوْ لاَ الاَْجَلُ الَّذِی کَتَبَ اللهُ عَلَیْهِمُ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِی أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَیْن، شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ، وَخَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ.....
(نهج البلاغه شرح صفات متقین : خطبه همام)
....گفتارشان راست، پوشش‏آنان میانه روى و راه رفتنشان تواضع و فروتنى است. چشمان خویش را از آن چه خداوند بر آنها تحریم نموده،پوشیده‏اند و گوش‏هاى‏خود را وقف شنیدن علم و دانش سودمند ساخته‏اند.در بلا و آسایش حالشان یکسان است(وتحولات آنها را دگرگون نمیسازد)و اگر نبود اجل و سر آمد معینى که خداوند براى آنها مقرر داشت، روحهاى آنان حتى یک چشم برهم زدن از شوق پاداش و از ترس کیفر در جسمشان‏قرار نمی گرفت، بدن‏هاشان لاغر،نیازمندى‏هایشان‏اندک و ارواحشان عفیف و پاک... دنیا خواست آنها را اسیر خود سازد ولى آنها با فداکارى خویشتن را آزاد ساختند......و اما در روز دانشمندانى بردبار، نیکوکارانى با تقوا هستند،ترس و خوف بدنهاى‏آنها را همچون چوبه تیرى لاغر ساخته،چنانکه ناظران،آنها را بیمار مى‏پندارند اماهیچ بیمارى در وجودشان نیست‏بیخبران مى‏پندارند آنها دیوانه‏اند در حالى که اندیشه‏اى ‏بس بزرک آنان را به این وضع در آورده. .....در دین نیرومند،نرمخو و دور اندیش،با ایمانى مملو از یقین،حریص در کسب‏دانش،و داراى علم توام با حلم،میانه‏رو در حال غنا،در عبادت خاشع،در عین تهیدستى‏ آراسته،در شدائد بردبار،طالب حلال،در راه هدایت‏با نشاط،از طمع دور،اعمال نیک‏را انجام مى‏دهد اما بازهم ترسان است ....... علم و حلم را به هم آمیخته و گفتار را با کردار هم آهنگ‏ساخته، آرزویش را نزدیک مى‏بینى، لغزشش را کم،قلبش را خاشع، نفسش را قانع،خوراکش را اندک، امورش را آسان،دینش را محفوظ، شهوتش را مرده و خشمش‏را فرو خورده است همگان به خیرش امیدوار،و از شرش در امانند، ....... در شدائد و مشکلات خونسرد و آرام‏، در برابر ناگواریها شکیبا و بردبار و در موقع نعمت و راحتى سپاسگزار است .......خود را در سختى قرار مى‏دهد اما مردم از دستش در آسایشند،خود را بخاطر آخرت‏به زحمت مى‏اندازد و مردم را در راحتى قرار مى‏دهد....
(شرح کامل خطبه اینجاست)
خمینی ای امام

زنده تر ازتو کسی نیست چراگریه کنیم؟
مرگمان باد و مبادا  آنکه تو را گریه  کنیم
                                    هفت  پشت  عطش  از نام  زلالت لرزید 
                                    ما که باشیم که درسوگ شماگریه کنیم؟
                                                                      ما به جسم  شهدا  گریه  نکردیم؛ مگر 
                                                                      می توانیم  به  جان شهدا  گریه  کنیم ؟
           گوش  جان  باز به  فتوای  تو  داریم   بگو   
                                                                با  چنین  حال  بمیریم،  و یا  گریه کنیم؟

» در فراق تو بنوشتم گل نرگس:منتظر المنتظر
(یکشنبه 86 خرداد 13 ساعت 2:29 عصر )
»» دل دل نکن بنویس: (دل نوشته)

هر که را نهال خوى و خلق به بار بود ، شاخ و بر او بسیار بود . [نهج البلاغه]
آه استاد....!
معلمی برای تمام قرون!

راستی شهید کیست؟!
….هیچ‌کس حقی به اندازه حق شهدا بر بشریت ندارد….، شهید آن کسی است که با فداکاری و از خود گذشتگی خود و با سوختن و خاکستر شدن خود محیط را برای دیگران مساعد می‌کند. مثل شهید مثل شمع است، که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتو افکندن است، تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بنشینند و آسایش بیابند، و کار خویش را انجام دهند، آری، شهداء شمع محفل بشریتند، سوختند و محفل بشریت را روشن کردند.

استاد شهید سلام! چند خط بالا بیانات شخص شما بود. در این اندیشه بودم که در وصفتان چه توان گفت در جایی که  آن
پیر مرادمان فرمود: مطهری فرزند عزیزی برای من و پشتوانه محکمی برای حوزه های دینی و علمی و خدمتگزاری سودمند برای ملت  و کشور بود؛ و سفارش کرد که آثارتان را فراموش نکنیم. آری چه جایی ست برای سخن گفتن امثال ما .
استاد را فقط به کلام استاد توان شناخت:
باز هم کلامتان رهگشایم شد؛ آنجا که با
سیری در نهج الباغه کلام مولایمان را به حلاوت بیان خویش برایمان بازگو کردید و به شرح این حکمت حضرت خطاب به کمیل بن زیاد رسیدید:

اللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُهُ وَ کَمْ ذَا وَ أَیْنَ أُولَئِکَ أُولَئِکَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً یَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَیِّنَاتِهِ حَتَّى یُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ وَ یَزْرَعُوهَا فِى قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِیقَةِ الْبَصِیرَةِ وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْیَقِینِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ وَ صَحِبُوا الدُّنْیَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى أُولَئِکَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِینِهِ آهِ آهِ شَوْقاً إِلَى رُؤْیَتِهِم! (حکمت 147)

آری خداوندا! زمین هر گز از حجت الهى خالى نیست (خواه ظاهر و آشکار خواه بیمناک و پنهان) ، تا حجت خدا باطل نشود و نشانه هایش از میان نرود. اما چند نفرند و کجایند؟ به خدا سوگند ! که تعدادشان اندک ولى نزد خدا بزرگ مقدارند ، که خدا به وسیله آنان حجت ها و نشان هاى خود را نگاهداری مى کند، تا به کسانى که همانندشان هستند بسپارد ، و در دل امثال خود بکارد، آنان که دانش ، نور حقیقت بینى را بر قلبشان تابیده ، و روح یقین را در یافته اند ، که آنچه را خوشگذران ها دشوار مى شمارند ، آسان گرفتند، و آن چه که جاهلان از آن هراس می هراسند مایه انس آنها ست. دنیا و اهلش را با بدن هایى همراهی مى کنند، که ارواحشان به جهان بالا پیوند خورده است، آنان جانشینان خدا در زمین، و دعوت کنندگان مردم به دین خدایند. آه، آه، چه سخت اشتیاق دیدارشان را دارم!

آه! استاد چه زود به دیدار مولا شتافتید!
حقا که زمین تنگ تر از آن می نمود که روحتان را تاب آورد .

این مطلب رو در اینجا هم میتونید بخونید!

» در فراق تو بنوشتم گل نرگس:منتظر المنتظر
(دوشنبه 86 اردیبهشت 10 ساعت 7:46 عصر )
»» دل دل نکن بنویس: (دل نوشته)

[ خانه ]
[ چتینگ یا هو ؟ بسم لله! ]
[ ایمیل ]
[ و اما از فراق ]

» می گویند: لا لقاء بلا فراق: «

فصل انتظار
اعتقادات و باورهای دینی
شلمچه
کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد !
تکنولوژی کامپیوتر
همسفر مهتاب
بهترین ارزو ها
سین جیم های اخلاقی
بندیر
پاک دیده
حوریب
چفیه (رمز عشق)
کبوتر حرم
اس ام اس +
عشق است به اسمان پریدن
مهدی نامه
نگاهم برای تو
نقطه ای برای فردا
نافذ
نحل
*حرم دل*
السلام علیک یا صاحب الزمان
هزار و یک نکته
خاطرات باور نکردنی یک حاج آقا!
ولایت
پله پله تا ملاقت خدا
خزاین رحت پروردگار
روزگاز رهایی
ایران اسلام
ققنوس270
یاران سبز
به خود آییم و بخواهیم،‏که انسان باشیم...
شمیم وصال
حرم
یا حق
دومان
آسمانیان
شرح درد اشتیاق
پیام گل سرخ
سرزمین نور
سرزمین های دور
حاج همت شقایق پرپر
گفتمان و اندیشه
اقالیم قبله
روایتی دیگر
در حاشیه
حاجی واشنگتن
نیایش ترین نیایش
Read in the middle
A family in Baqdad
چفیه یعنی عشق
یک جرعه عطش
می نامه
حسبی ربی
حرم دلم
انتظار سبز
روزهای بارانی
سکوت دل
شوق وصال
اداب انتظار
قاصد سحر
مدعی محبت
در سپیده دم خیال
مختصر کده یک طلبه
شاحه گلی برای شهید
کانون وبلاگ نویسان مذهبی
یه منتظر که نمی خواد....
وبلاگ دفاع مقدس مقدس
دایرکتوری وبلاگ های قرآنی
مخ تش تش تش !!!
سواد آینه
معرفت نفس (استاد صمدی آملی)
کیمیای قلم
دولت عاشقی
من و گل نرگس
دفتر توسعه وبلاگ دینی
دیده بان
اسراییل باید از بین برود
جیر جیرک
عقیق
پاسخگو

» اینان هم می گویند....: «
» فراق نوشته ها «
» فراق نوشته ها «
» بشنو از نی «

امروز خواندند از فراق: 6  بازدید
دیروز خواندند از فراق: 6  بازدید
از آن روز تا امروز: 129080  بازدید